خرید بک لینک
رمزشو بزن و ادامه ی مطلب رو بخون .شاید من به خوبی hearts;توhearts;نویسنده نباشم ....... که نیستم . نمیدونم چی باید بگم . آدم وقتی میگه مهم نیست ...... واسه آروم کردن خودش میگه میخوام قلبمو گول بزنم . هم خودم خوب میدونم ، هم قلبم کهhearts;توhearts;

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

بسیار خب فقط یک سوال البته عذرخواهم که اینقدر سوالم می پرسم میدونم که واقعا این کارم درست نیست ولی باور کن خیلی سوال توی ذهنمه اما خب تعدادیشو مطرح می کنم اگه از سوالاتم ناراحت میشی و یا مهم نیست برات میتونی بگی دوست ندارم درباره اش حرف بزنم و کلا بی

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

نه نه نه اصلا اینطور نیست. بر خلاف تصورت اونقدرام آدم سنگ دل و بی خودی نیستم. اتفاقا خیلی هم خوشحال میشم که سر میزنی و می خونی و دنبال می کنی. و الآن که فهمیدم ، حداقلش توی این زمینه بهم اعتماد داری خیلی بیشتر هم خوشحال شدم. باور کن از سوالاتم منظوری

برچسب: جدیددددد, نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام رمزش هم چهار رقم آخر شماره خونتونه که من داشتم.سلام. خوبی؟ در ابتدا بگم که تو اصلا مزاحم نیستی. من خیلی بهت نگفتم کار دارم. فقط خواستم نگران نباشی اگه فرضا دیر جواب دادم و گرن اومدم چن بارم چک کردم دیدم کامنت بود ولی مال تو نبود . ی بنده خدایی ن

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

برو بخون . رمزش همون قبلیسخواهش می کنم. منم ممنونم که تا آخرش خوندی و مرسی که بهش فکر می کنی درجواب اون یکی کامنتت باید بگم که ملاحظه حالتو میکنم چون هنوزم دوستت دارم. هرچی توی دلم هست؟ اینه که واقعا اگه قولمیدی توی تصمیمت اثر نذاره بگو تا بگم جون کل

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

لطفا رمزشو بزن و بخون . حتما بخون تولدت مبارک . امیدوارم ان شاالله 120 سال دیگه هم سالم و سلامت زندگی کنی. خیلی خوشحالم که امروز روز تولدته و امروز از بهترین روزای زندگیمه. فائزه خیلی دوستت دارم. امیدوارم از اولین کسایی باشم که تولدتو بهت تبریک

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام مجددسلام . خواهش می کنم . وظیفم بود. منم خیلی خوشحال شدم که امروز روز تولدته از ته ته ته دلم میگم. ی عذر خواهیم بکنم که نبود . متاسفانه امروز دختر عموم فوت کرد. و از ظهر درگیر مراسم بودم .شرمنده واقعا. فائزه از ته دلم میم . واقعا خوشحال امروز رو

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

اینم یکی دیگه اولیشم بخون . پست قبلیه هستش. هر دوشو بخوندر ضمن خیلی خوشحال شدم که از ته دلت خوشحالت کردم این برای من به دنیا میارزه. چون دل یکی از عزیزانمو خوشحال کردم. کاری نکردم که. کار دل بود. شرمنده محدودیت داشتم. ن میشد اس داد اول وقت. ن میشد با

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

ادامه مطلب لطفاسلام مجدد. خودت گفتی راحت همه ی حرفامو بزنم. دیگه بهت چیزی نمیگم اگه ناراحتت کردم. اگه صلاح میدونی و دوس داری و ناراحت نمیشی اگه ته دلت چ نفرت چ محبت چ اعتماد چ هرچی ک بهم داری رو بگو. اگه گفتن احساساتم باعث آزردگی خاطرت میشه ، دیگه نم

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

جدیده

باشه . چشم. من ازت عذر میخوام.

شرمندتم ک قلبتو به درد آوردم.

شرمندتم و معذرت میخوام ازت.

لطفا امشبو ناراحت نشو . امشب شب تولدته . یه شب خاصه. تو هم خاصی. پس خودتو ناراحت نکن.

منم تا آخر ب سعی می کنم حواسم به حرفام باشه.

پس لطفا بخند.

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

جدیدتر

چشم. مواظب حرفام خواهم بود.

ببین آخه سوالایی می پرسیکه مجبورم بگم. تو کسی هستی که من واقعا دوستش دارم.

نمیدونم چی بگم. تو خوشحالیت ازتولدت به این دلیله ، منم به دلایل خودم.

چی بگم والا

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام جدید عصرسلام. ن این چ حرفیه تو مزاحم نشدی . فقط ی جوری با من حرف میزنی خودم با خودم غریبگیم می کنه. کم از شکنجه نیست برام این مدل حرف زدنت و عبارتات. اما همشو می ریزم به حساب این که حق داری. و از طرفی این شکنجه رو ، بودن و از جانب تو بودنت برام

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

جدیدهسلام ببخش دیر اومدم . امروزم سوم دختر عموم بود دیر شد تا اومدم. همین ک درکم می کنی ، یه دنیاس برام. نمیدونم. من حق هم داری.من که گفتم درکت می کنمو بهت حق هم میدم. نمیدونم . اما اگه بخوای میتونی فراموش کنی. واقعا حرفی ندارم بگم چون بهت حق میدم و

برچسب: امروزیه, نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام شب خوشسلام . خوبی ؟ ممنونم از ابراز محبت و لطف و هم دردیت. دشمنت شرمنده ، درکت میکنم . تو دانش آموزی و امتحان نهایی و کنکور داری و درساتم بچه بازی نیستن و پیشرفتت برام از جواب کامنتامو دادن مهمتره. جواب دادن مهمه ولی پیشرفتت از اون مهمتره. میدو

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام . ببخش نبودم. سورپرایز شدم از کامنت.خخخ مگه من ناظمم خخخخ. مرسی از حضورت. خوشحال شدم ک کامنت دادی و اصن فکرشم نمی کردم. مرسی .یه دنیا ممنونتم خوشحالم که میای . ممنونم ازت . تصمیمی که گرفتی با اطلاع و دانش به حرفامه ؟؟؟ برای من مهمه که بهم اعتماد

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

حدید

سلام امشب مراسم هفتم دخترعمومه .

شام دعوتیم. میرم و آخر شب پست میذارم بخونی .

فعلا جواب این که نظرت منفیه یا مثبته رو ندی باشه؟

ممنون . من رفتم ان شاالله میام

مواظب خودت باش

شبت خوش

به خدا می سپارمت

خدانگهدارت

فعلا بای

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام . من اومدمسلام مجدد ببین قبل این که هر جوابیو بدی ، ازت میخوام به این قسمت از حرفامم گوش کن. من با صداقت بهت میگم فائزه ، من خیلی دوستت دارم . اینو صادفانه از ته دلم میگم. لازم میدونم ی چیزیم بدونی. هر چن تموم شده اما اگه بخوای با من باشی ، چون

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام . عصر دوشنبه بخیرسلام اگه خوندی ، میشنوم حرفاتو. عنوان آخرین پست اینه : "اومدم" که اگه خوندیش، منتظر جوابتم . در ضمن من نوبت دکتر دارم برای شستو شوی گوش. میام ان شاالله طرفای ساعت 7. میگم هفت چون نوبتش باید برم . یا خلوته یا شلوغ. اگه خلوت بود ک

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

امشبسلام.منم نگفتم که جوابت مثبته . گفتم ک بدونی . چون نمیخوام هیچی هیچ چیزیو ازت پنهان کنم. فک نکن پر رویم که میگم . ن . خودم خجالت می کشم . ن فقط از تو ، بلکه از خودمم خجالت می کشم . من اشتباه کردم و پشیمونم و دیگه هم تکرارنخواهم کرد. گفتنش جدا از

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

جدید امشبکاش میشد از دهنت در بره بهم بگی تو. بهت حق میدم و درکت می کنم. باشه فکر کن ولی لطفا تا فکراتو می کنی ، هر چند می دونم اهلش نیستی و آدمی ولی کلی میگم ، تا وقتی فکراتو نکردی ، لطفا به من خیانت نکن و با من باش. اگه جوابت مثبت بود که ان شاالله ت

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

تذکر

فائزه تکرار و تاکید می کنم که اون دختره رو حتی ندیدمش از دور یا نزدیک چ برسه بخواد دست داده بشه . فقط تلفنی بود. هیچ وقت به دنیای واقعی کشیده نشد.

من نمیدونم کی کامنت بعدی رو میدی ولی امشب شام خونه داییم دعوتیم ، بر ک گشفتم اگه نرسیدم الآن جواب کامنتتو بدم ، ان شاالله بر گشتم جواب میدم تو هم فردا بخون و جواب بده چون تا شام بده دیر میشه. منتظر و نگران نباشی . درستو بخون. ممنون و ببخش

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام

سلام من اومدم.

هر وقت پست های قبلی رو خوندی و کامنت دادی ، ان شاالله جواب میدم.

پس راحت باش. به درسات و استراحتت برس

مواظب خودت باش

اگه خوابی ، شبت بخیر و خوب بخوابی.

به خدا می سپارمت.

خدانگهدارت

بای تا کامنت بعدیت

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

هر وقتسلام. خوبی ؟ شبت خوش. به قول خودت اومدم حضور امروزمو بزنم. هر وقت درسات سبک تر شد و تونستی ف پستای اخیرمو که جوابشو ندادی رو بخون و جواب بده. عجله ای نیست. درسات اولیت دارن. مواظب خودت باش به خدا می سپارمت خدانگهدارت فعلا بای

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام جدید جمعه

سلام. خب گوش می کنم

چیا باعث شده قبول کنی و چیا باعث شده نکنی ؟

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

درستهدرسته شخصیه اما خواستم بدونم که شاید بتونم توجیحت کنم یا تو توجیحم کنی ببینم تا چ حد حاده مشکل مشکلات جدیه یا ن ؟ حداقل مهماشو کاش بگی. دو سوال می پرسم . صادقانه و از ته دلت جواب بده 1- بدون در نظر گرفتن این که من باهت چیکار کردم ، و چه کردم ، ب

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

سلام

فائزه خیلی بهم انتقاد شده سر این قضیه ی پستام

چن تا کامنت

بابام که گاهی وبمو چک می کنه و سایر خانواده چون آدرس این وبمو همه دارن

همه میگن چیه که انقد پستات رمزداره و زیست نیست.

مجبورهمه رو پاک کنم.

دو راه داریم . یا کامنت بعدیت جواب باشه

یا هم این که از این به بعدبیا به این وب که الآن آدرسشو بهت میدم. تازه ساختمش

http://www.alovef95.loxblog.com/

http://www.alovef95.loxblog.com/

برچسب: نویسنده: بهراد سامانی تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 0:49

صفحه بندی